كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
709
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
يكى و از بسيار اندكى خلاص نيافت و در اين اثنا ، اورتاق نام ايلچى تغتمش خان نزديك اردوى همايون آمده از مشاهدهء سپاه ظفرپناه جهان بر چشم او سياه شد و رو به راه آورده تغتمش خان را خبر داد كه حضرت صاحبقران با لشكر فراوان رسيد . مصرع ز ريگ بيابان فزون آمدند تغتمش قزانجى را كه از امراى معتبر او بود منغلا ساخته به كنار آب قورى آمد و آن حضرت به نفس شريف از موضع درقى متوجه او شده سحرگاه قزانجى را گريزانيد و صحرا و كوه به خون دشمنان آغشته گردانيد و تكامشى كرده خلق بسيار به قتل آورد و به كنار آب سقويج « 1 » آمد و تغتمش خان در آن طرف آب تورها و سپرها گرفته محافظت خود مىنمود و آن حضرت به محاربت مبادرت فرموده و تغتمش خان احمال و اثقال گذاشته گريخت و آن حضرت متعاقب او از آب ترك عبور نموده و تغتمش خان به آب قورى رسيده لشكرها جمع آورد و آن حضرت باز او را رانده به طرف جولاب « 2 » توجه فرمود و لشكر را خاطرجويى كرده ترتيب مجدّد نمود . ناگاه خبر آمد كه تغتمش خان ديگر باره لشكر آراسته از كنار آب ترك مىآيد و عزم محاربه جزم دارد و حضرت صاحبقران العود احمد خوانده بازگشت و ميمنه و ميسره آراسته منغلا معين ساخت و استقبال نموده هردو لشكر به هم رسيده « 3 » در برابر يكديگر شب گذرانيدند و از طرفين پاس داشته چون روز شد . مصرع در آن دم كه خورشيد بنمود روى آن حضرت بيست و هفت قشون اختيار كرده منتظر حرب دور تر بايستاد . در اين حال كسى آمده عرضه داشت كه كونجا اغلان و بيك يارق و آق تاد و داود
--> ( 1 ) . ظف : سونج ( ص 529 ) . ( 2 ) . نسخ : جولات - تصحيح از ظفرنامه : « حضرت صاحبقران كنار آب به طرف ولايت جولاب روان شد . » ص 530 ( 3 ) . ظف : « سه شنبه بيست و دوم جمادى الثانى سنهء 797 » ( ص 530 ) .